زبان شناسی رقص های فولکلوریک

زبان رقص زبان نشانه است و نماد. همچنان که سیستم تکلم انسانی، وسیله ای است ارتباطی که از نظام موجود در ساختارها و سازمان های اجتماعی و فرهنگی نشأت گرفته است، رقص نیز به عنوان یکی از انواع هنرهای انسانی (هنر مردمی)، زبانی ویژه و منحصر به خود را دارد  ، که در واقع ارجاع به چیزهایی است که در داخل شبکه های اجتماعی- فرهنگی (شیوه های زیست عمومی) موجود می باشد. وجود زبان و نشانه های موجود در حرکات رقص در میان انواع دیگر غیر انسانی (جانوران) می تواند مفهوم و کارکرد رقص و زبان آن را حتی عمیق تر و بنیانی تر از آنچه که در اذهان است بنمایاند. رقص، زبانی است برای بیان "شیوه زیستی خاص"؛ یعنی به ظهور رساندن "فرهنگ مردمی ویژه"  که حاصل بازنمود شده زندگی در رفتار و تفکر آنان است. به عبارت دیگر رقص تنها عرصه ای است که نحوه زندگی و زیست در عالی ترین و خالص ترین سطح به بیان می رسد؛ چراکه رقص همراه است با شدیدترین بروز و ظهور احساسات و شورها (passion) ی برآمده از درونی ترین ادراکات عاملان رقص از معنای زندگی و فلسفه هستی آن.  زبان و نشانه های شورمند رقص در اوج بسیار بالای خود تمامی حوزه های زندگی (اسطوره، ادبیات، موسیقی، تاریخ، اقتصاد و حتی سیاست) را تحت پوشش قرار می دهد و آنها را در قالب حرکات فردی و یا دسته جمعی موزون و ریتمیک اش برای مخاطبان (خود و دیگری) به نمایش درمی آورد.

ادامه نوشته

کابوکی ( تئاتر سنتی ژاپن )

کابوکی ( kabuki) نام گونه ای از تئاتر سنتی ژاپن می‌باشد. شهرت کابوکی به دلیل سبک درام و نوع لباس زینتی بازیگران آن است. حروف کانجی کلمه کابوکی، از چپ به راست به معنای آوازه خوانی، رقص، مهارت است و به همین دلیل است که کابوکی گاهی ”هنر آوازخوانی و رقص” ترجمه می‌شود. حروف این کلمه، به دلیل اینکه از زبان چینی وارد شده اند، مفهوم واقعی لغت را نشان نمی‌دهند.
در کانجی، “مهارت Skill” به طور کلی به بازیگر تئاتر کابوکی اشاره می‌کند و خود لغت کابوکی از kabuku مشتق شده که به معنای “تکیه دادن” و یا ”غیرمعمول بودن” است پس کابوکی می‌تواند به مفهوم تئاتر پیشرو یا تئاتر عجیب باشد. اصطلاح kabukimono به طور کلی به کسانی اشاره می‌کند که لباسهای عجیب می‌پوشند و با غرور در خیابان راه می‌روند.

ادامه نوشته

علاقه گرجي‌ها به تئاتر كمدي و موزيكال

تئاتر همسايه‌هاي شمالي ايران تحت تاثير و وابسته به غول‌هاي تئاتر روسيه است. اگرچه هنرهاي نمايشي كشور ما چندان تحت تاثير تئاتر اتحاد جماهير شوروي سابق نبوده، اما به هر حال بخشي از جريان شكل‌گيري و حياتش در دوران معاصر را بايد در ارتباط با روسيه، ارمنستان، گرجستان و برخي از ديگر همسايه‌هاي شمالي جستجو كرد. يكي از اين همسايه‌ها كه تئاتري رو به رشد دارد و در سال‌هاي اخير نيز حضوري مستمر و جدي در جشنواره‌هاي ايران داشته، گرجستان است. تا پيش از سفر كوتاه به تفليس، اطلاع چندان زيادي از تئاتر گرجستان نداشتم. در پايتخت اين كشور كه با مجسمه‌هاي متعدد از بزرگان هنر آرايش داده شده است، بيشتر سالن‌هاي تئاتر مثل ديگر كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي در مجتمع‌هاي سينما ـ تئاتر قرار گرفته‌اند. همچنين در اين شهر يك مركز ويژه براي نمايش‌هاي روسي وجود دارد كه هنرمندان و كارگردانان آن كشور آنجا به اجراي آثارشان مي‌پردازند.

ادامه نوشته

گفت‌وگو با یک پژوهشگر تئاتر آلمان

جشنواره‌های متعددی داریم. جشنواره‌های کوچک و بزرگ، جشنواره‌هایی که نمایش‌نامه‌های جدید را معرفی می‌کنند؛ فستیوال‌هایی که نمایش‌های مدرن را معرفی می‌کنند؛ فستیوال‌هایی بین‌المللی که مهمانانی از سراسر جهان دارند. جشنواره‌ای در برلین هست که بهترین‌های سال گذشته آلمان را نمایش می‌دهد. فستیوال‌های متعددی که به نوع بخصوصی از نمایش می‌پردازند. فستیوال‌هایی که نمایشنامه را مدنظر قرار می‌دهند یا فستیوال‌های کوچکتری که به نمایش‌های تجربی اختصاص دارند چون ما تئاتر را در آلمان به دو قسمت تقسیم می‌کنیم: 1- تئاتر تثبیت شده(established) 2- تئاتر تجربی که کارهای جدید را به اجرا می‌گذارند.
نمایش‌های تثبیت شده مربوط به گروه‌های تئاتریی است که دارای سالن تئاتری خاص خودشان هستند و می‌توانند برای زمانی طولانی نمایش‌شان را به اجرا بگذارند. نمایش‌های تجربی مربوط به گروه‌های تئاتری آزادی است که صاحب سالن خاصی نیستند ولی سالن‌های تئاتری وجود دارند(تعدادشان هم کم است)که برای دو یا سه شب به این نمایش‌ها، سالن برای اجرا می‌دهند. می‌توانم بگویم معادل آن در تئاتر آمریکا آف آف برادوی است.

ادامه نوشته

نگاهی به سرگذشت و شیوه کاری "بالشویی تئاتر" مسکو

" بالشویی تئاتر" روسیه یکی از برجسته ترین تئاترهای موزیکال جهان است و پس از " لاسکالای میدان" ، دومین تئاتر بزرگ اروپا محسوب می شود.

آغاز فعالیت های " بالشویی تئاتر" به سال 1776 برمی گردد؛ زمانی که پیتر اورسف و میخائیل مدوک با مشارکت یکدیگر، گروهی از بازیگران مشهور روسی را سازماندهی کردند. با استقبال از این سبک و تعلیم و تربیت دانشجویان رشته تئاتر، این شیوه تئاتری پایه گذاری شد.

از آنجا که این گروه موفق تئاتر، محلی برای ارائه فعالیت های خود نداشتند، به اجبار کارهای خود را در خانه " وارنتس" در خیابان " ایزنامنکا " اجرا می کردند ؛ اما طولی نکشید که این گروه در سال 1780 به ساختمان بزرگی (مکان فعلی بالشویی تئاتر مدرن) نقل مکان کردند و به اجرای برنامه پرداختند. در آن سال به دلیل نام خیابان که ساختمان این تئاتر در آن قرار داشت ، نام پتروفسکی تئاتر برای آن انتخاب شد . اما کمی زمان لازم بود تا بالشویی تئاتر نام واقعی خود را بیابد.

ادامه نوشته

تاریخ تئاتر هند

در روزگار پيشين زندگي چندان ايمن نبود. دشمني و كينه، حسد و كبر رواج داشت. «ايندرا»1 اندوهناك با جمعي از خدايان نزد «برهما» رفت و باو گفت: «ما نمايشنامه‌اي ميخواهيم كه بتوان آن را ديد و شنيد». «برهما» اين سخن را پذيرفت و از محتوي «ودا»2هائي كه وجود داشت «ناتياودا» Natiaveda را آفريد. براي اين وداي نو متن از «ريك‌ودا» موسيقي از «ساما» و رنگ هنري آن از «آتهاروان»3 گرفته شد پس برهما به «ايندرا» چنين گفت: «قطعه از تاريخ براي تو آفريدم، اكنون برو بياري ساير خدايان آن را باز نمايان!» «ايندرا» عجز خود را براي انجام اين كار بيان داشت؛ پس برهما اجراي آن را بر عهدة «بهاراتا» گذارد. «بهاراتا» مردي عاقل، باهوش و پركار بود.
او صد پسر داشت كه ميتوانستند او را در اين كار ياري كنند. «بهاراتا» كار را شروع كرد ولي بزودي دريافت كه نمايش بدون شركت زنان ممكن نيست. برهما براي انجام اين امر «آپساراس» Apsarasها را فرستاد. «نارادا» Narada و ساير موسيقي‌دانان آسماني نيز فرود آمدند و بهمكاري با او مشغول شدند. سرانجام نمايشنامه براي بروي صحنه آمدن آماده شد

ادامه نوشته

گزارشی پیرامون هنر تئاتر در ارمنستان

اما تئاتر هم مثل دیگر هنرها در ارمنستان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نگاهی گذرا به تاریخ تئاتر در کشورهای همسایه ارمنستان به راحتی نشاندهده آنست که بسیاری از آنها موج ورود اشکال معاصر و مدرن تئاتر را تا همین چند دهه پیش مدیون حضور هنرمندان ارمنی در کشورهایشان هستند. فعالیت گسترده بین المللی چندین گروه فعال ارمنی در ترکیه، آذربایجان و گرجستان زمینه های ورود آرام تئاتر مدرن در این کشورها را هموار کرده است. در واقع بدون اغراق می توان مدعی شد که تئاتر ارمنستان مستقیم یا غیر مستقیم باعث ورود تئاتر مدرن و معاصر به این کشورها شده است.

 تاریخ تئاتر ایران نیز با نام " واهام پاپازیان " و گروهش اش که مقدمات آشنایی ما با تئاتر معاصر آن دوران را فراهم آورد آشناست. رجوع به تاریخ تئاتر منطقه به راحتی نشاندهنده آنست که هنرمندان و گروههای ارمنی نقش مهمی را در شکل گیری تئاتر امروز ایران، ترکیه، گرجستان و آذربایجان داشته اند. هر چند که حتی با در نظر داشتن این تاثیر گذاری مهم و بزرگ سهم تئاتر ارمنستان در تاریخ تئاتر منطقه آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته و ثبت نشده است.

ادامه نوشته

تئاتر ايرلند و تاريخچه آن

تئاتر آبي جديد در ١٨ ژوئيه ١٩٦٦ گشايش يافت (با يك برنامه يادبود با نام «Commemorative» و يك سال بعد در ٢٦ ژوئيه ١٩٦٧ تئاتري كه نام نيو طاووس23 را به خود گرفت تا با يك كمدي گاليك24 در زيرزمين به اجرا درآيد و سرانجام تئاتر آبي در ١٩٦٨ با اثري از بوسي‌كالت25‌، بازيگر و درام‌نويس انگليسي، به كارگرداني هيو هانت26، به اجرا درآمد.
فرهنگ آكسفورد مي‌نويسد: «تئاتر ادبي ايرلند توسط ليدي گريگوري، ادوارد مارتين27‌، جورج مور‌28‌ و ويليام باتلر ييتز كه بنيان نهاده شد، نخستين تجلي درام‌ ايرلند و جان‌بخشي ادبيات ايرلندي بود.
از ١٨٩٩ تا ١٩٠١ فصل كوتاهي بود كه هر ساله انجام مي‌گرفت و در آن نمايشنامه‌هاي ايرلندي شامل نمايشنامه‌هاي كنتس كاتلين29‌‌ ‌بود كه توسط بازيگران انگليسي به اجرا درمي‌آمد.
نخستين نمايشنامه گاليك نو با نام Casadh an Tsugain اثر هايد دوگلاس30‌‌ توسط گاليك، زبان آماتور، به صحنه آمد.
اين اقدام در آن زمان توسط انجمن دراماتيك ملي ايرلندي كه شركتي به مديريت W.G و فرانك في‌ در ميان فراوري‌هايي شامل چند نمايشنامه از ييتز و ليدي گريگوري و نخستين نمايشنامه‌هاي سينگ بود به اجرا درمي‌آمدند. احتمالا‌ًَ ظهور اين شركت در لندن در ‌مه ١٩٠٣ به رهبري ميس هورنيمن بود كه تئاتر آبي بنا نهاده شد.

ادامه نوشته