تحلیلی سیاسی از نمایشنامه های مولیر
در تاریخ تئاتر سیاسی مولیر می تواند به عنوان سیمای نمونه وار کلاسیک برای تز نئومارکسیستی قلمداد گردد. فردی که به سادگی خریده می شود، خودش را می فروشد و نیز به راحتی تسلیم می گردد. اثبات مسائل بالا به قدری ساده است که نیازی به استدلال ندارد. مولیر حداقل در سه اثر – هنگامی که در اوج شهرت بود – تئاتر سیاسیش را به روی صحنه آورد، البته سیاسی با مفهومی که در این جا به آن می پردازیم: تئاتر انتقادی. این سه اثر عبارتند از: تارتوف، دون ژوان، و مردم گریز، من این سه اثر را یک تریلوژی می دانم و خلق آن دو سال به طول انجامید (از 1664 تا 1666). علت جاودانه بودن این آثار جنبة انتقادی آنهاست، این انتقاد انتقادی است اجتماعی و نه آن سان که مدتها تلقین شده بود، انسانی. با مطالعة دقیق این آثار احساس می کنیم که زمان ویژه و معینی برای آنها وجود ندارد؛ ممکن است این سوء تفاهم پیش آید که آثار نامبرده اصولاً «کمدی شخصیت» و یا «تراژدی – کمدی شخصیت» نبوده اند، حال آن که چنین نیست. اگر این آثار در اجرا از ابعاد تهاجمی و گستاخ خود تهی گردند، در واقع ویژگی و شیرینی آریستوفانی آنها نادیده گرفته شده است. حال می پرسیم که آیا این مفاهیم تند و انتقادی را می توان اکنون به روی صحنه آورد، در صورتی که زمینه ها، چهره ها و مناسباتی که این آثار در رویارویی با آنها نگاشته شده اند، دیگر وجود ندارد؟ آیا واقعاً دیگر وجود ندارد؟ رمز تحلیلی آثار مولیر در همین نکته است.
فردین میلانی صدر ! همین !