تئاتر ايرلند و تاريخچه آن


١. تئاتر آبي
تئاتر آبي1 مشهورترين تئاتر دوبلين و مركز نهضت دراماتيك ايرلند، در ١٨٩٩ توسط ويليام باتلر ييتز2 و ليدي گريگوري3 بنيان نهاده شد.
هدف اين نهضت معرفي و شناساندن موضوع نمايشنامه‌هاي ايرلندي و اجراي آن‌ها توسط هنرپيشگان بود. اين تئاتر با ياري ميس آ.‌ اي. ‌اف هورنيمن4 در ١٩٠٤ برپا گشت.
عملكرد تئاتر آبي تا اندازه‌اي آماتوري، اما در اصل حرفه‌اي بود. در اين عصر، نمايشنامه‌هايي كه توسط درام‌نويسان ايرلند نوشته شده بود به معرض تماشا گذاشته شد.
ييتز و ليدي گريگوري، در اين مسير سخت كوشيدند تا زندگي تازه‌اي براي تئاتر ايرلند پديد آورند، و پس از آن جي. ام. سينگ5 در اين راه فعاليت در‌خور توجهي به تئاتر ايرلند مبذول داشت.
(Play - House) مشهوري كه توسط ميس هورنيمن (‌١٨٦٠ ـ ١٩٣٧)، مدير تئاتر آبي، يكي از بانيان تئاتر ايرلندي ـ انگليسي كه در آغاز قرن بيستم تأثير فراواني از خود بر جاي گذاشت، با ياري انجمن دراماتيك ملي ايرلند تحت رهبري فرانك في6 و ويليام جي جورج7 بازيگران ايرلندي كه مي‌خواستند نمايشنامه‌هاي نو و نهضت تئاتري ايرلندي را احيا كنند، در ٢٧ دسامبر ١٩٠٤ با فراوري نمايشنامه‌هاي ويليام باتلر ييتز از جمله on Bailes strand و انتشار اخبار8‌ ‌اثر ليدي گريگوري درام‌نويسان ايرلندي كار ادبي خود را آغاز كردند.
در اين انجمن يا شركت آرتور سينكلر9 بازيگر ايرلندي و همسرش مري اونيل10 ‌و سارا آلگوود11 بازيگر زن قرار بر اين نهاده شد كه نقش بزرگي را در گسترش آينده تئاتر ايرلند بر عهده بگيرند.
در ميان فراوري‌هاي مهم سال‌هاي اوليه اين تصميم، نمايشنامه‌ جي.‌ ام.‌ سينگ درام‌نويس ايرلندي، «جوان عياش خوش‌گذران دنياي غرب12‌ ‌در شب اول نمايش غوغايي برانگيخت (٢٦ ژانويه ١٩٠٧) و برنارد شاو و ميس هورنيمن كه از پيش عميقا‌ً به كار و عمل او اعتراض داشتند، خود را واپس كشيدند و تئاتر را به بازيگران واگذاشتند و يك سال بعد ليناكس رابينسن13‌، ‌بازيگر ايرلندي، سرپرست و گردانندگان تئاتر ايرلندي كه تا ١٩٥٨ زمان مرگش عهده‌دار چنين مقامي بود، در كار خود باقي ماند.
باري، تحت سرپرستي اين بازيگر بود كه ديگر بازيگران تئاتر آبي در ١٩١٣ نخستين ديدار خود را از امريكا به عمل آوردند و با نمايش «جوان عياش خوش‌گذران دنياي غرب» بار ديگر هياهو و غوغايي در اين كشور برپا كردند.
ديدارهاي بعدي آنان از امريكا و انگلستان با موفقيت بسياري رو در رو گرديد و مورد تحسين تماشاگران واقع گشت.
غوغاي ١٩١٦ وجود چنين تئاتري را مورد تهديد قرار داد كه علت آن فراوري نمايشنامه اوليه ‌شون اوكيسي14 ‌درام‌نويس ايرلندي به شمار آمد.
با اين همه، اگرچه تئاتر آبي آن ‌گونه كه بانيان آن مي‌خواستند، گسترش نيافت. سال‌ها بعد بيشتر تمايل نمايشنامه‌نويسان ايرلندي به رئاليسم بود تا به درام‌ شاعرانه كه شهرت خود را به خاطر بازيگري خوب به دست آورد تا آنجا كه رفته‌رفته رپرتوار آن نمايشنامه‌هاي خوبي را از تمام كشورها در بر گرفت.
در ١٩٢٤ با تأسيس جديد دولت آير15 تئاتر ايرلند جنوبي به زبان انگليسي جهاني فروكش كرد، اما تا ١٩٤٠ نمايشنامه‌ها به زبان بومي16‌ ادامه يافت و تئاتر ايرلند بازيگران خود را واداشت تا حرف‌هاي خود را دوزباني17‌ ‌بر زبان آورند و تعدادي از نمايشنامه‌ها را به‌ گونه سلت ايرلندي يا زبان گاليك18 فراوري كنند.
در شب ١٧ ژوئيه ١٩٥١ تئاتر آبي با تئاتري هم‌جوار و منفصل با نام پيكاك19 كه در ١٩٢٥ گشايش يافته بود، با حريقي كه در‌گرفته بود، نابود گرديد.
از اين رو تئاتر آبي به تئاتر كوئين20 پيوست تا زمان برپايي تئاتر نو به كار خود ادامه بدهد.
تئاتر آبي در ١٩٦٤ به لندن كوچيد تا نمايشنامه جونو و طاووس21 ‌و خويش و ستارگان22 اثر شون اوكيسي را طي فصل تئاتر جهاني به اجرا درآورد.
تئاتر آبي جديد در ١٨ ژوئيه ١٩٦٦ گشايش يافت (با يك برنامه يادبود با نام «Commemorative» و يك سال بعد در ٢٦ ژوئيه ١٩٦٧ تئاتري كه نام نيو طاووس23 را به خود گرفت تا با يك كمدي گاليك24 در زيرزمين به اجرا درآيد و سرانجام تئاتر آبي در ١٩٦٨ با اثري از بوسي‌كالت25‌، بازيگر و درام‌نويس انگليسي، به كارگرداني هيو هانت26، به اجرا درآمد.
فرهنگ آكسفورد مي‌نويسد: «تئاتر ادبي ايرلند توسط ليدي گريگوري، ادوارد مارتين27‌، جورج مور‌28‌ و ويليام باتلر ييتز كه بنيان نهاده شد، نخستين تجلي درام‌ ايرلند و جان‌بخشي ادبيات ايرلندي بود.
از ١٨٩٩ تا ١٩٠١ فصل كوتاهي بود كه هر ساله انجام مي‌گرفت و در آن نمايشنامه‌هاي ايرلندي شامل نمايشنامه‌هاي كنتس كاتلين29‌‌ ‌بود كه توسط بازيگران انگليسي به اجرا درمي‌آمد.
نخستين نمايشنامه گاليك نو با نام Casadh an Tsugain اثر هايد دوگلاس30‌‌ توسط گاليك، زبان آماتور، به صحنه آمد.
اين اقدام در آن زمان توسط انجمن دراماتيك ملي ايرلندي كه شركتي به مديريت W.G و فرانك في‌ در ميان فراوري‌هايي شامل چند نمايشنامه از ييتز و ليدي گريگوري و نخستين نمايشنامه‌هاي سينگ بود به اجرا درمي‌آمدند. احتمالا‌ًَ ظهور اين شركت در لندن در ‌مه ١٩٠٣ به رهبري ميس هورنيمن بود كه تئاتر آبي بنا نهاده شد.
ادبيات ايرلند، به سه قسمت ايرلندي كهن (پيش از ٩٠٠) و ادبيات وسطي (تا ١٣٥٠) و ادبيات واپسين31 وسطي يا ادبيات آغازين وسطي، يا ادبيات مدرن (تا ١٦٥٠)، و ادبيات مدرن (از ١٦٥٠) تقسيم مي‌شود.
آثار ادبيات كهن ايرلند در نسخ ادبيات وسطاي ايرلند ماندگار مانده است، چون كتاب لاينستر‌32.
ادبيات وسطاي ايرلند شامل دو گروه از رمانس‌ها يا ساگاس‌ها33 ‌ـ شاخه گلبون34 ‌يا چرخه اولستر35 و چرخه فنيان36 ‌مي‌شود.
شاخه گلبون با قهرمانان پاگان37 (بي‌دينان) سر و كار دارد (چون كوهولين38 )
‌چرخه فنيان، بعدها پاكزادتر و در زمان اوسيان39 در افسانه‌هاي ايرلندي كهن با نام سن پاتريك40 مطرح شده است. فرم ساگاس‌ها نيز در نثر با ديالوگي از شعر ممزوج ‌گشت و احيا شاعرانه با نثر مدرن ايرلندي (قرن ١٦ و ١٧) به اوج و كمال خود رسيد. شعر پس از زمان كرامول41 (١٦٤٩) در دست‌هاي شاعران دوره‌گرد قرار گرفت و كاهش جمعيت ايرلند پس از قحطي سيب‌زميني سال ١٨٤٧ كاهش بزرگي در عده‌‌اي كه به زبان گاليك مي‌سرودند پديد آورد، اما در اواخر قرن ١٩ زبان گاليك توسط انجمن گاليك و دوگلاس هايد 42 از نو احيا گرديد.
ادبيات گاليك اسپانيا از قرن ١٦ در طغيان (١٧٤٥) چارلز ادوارد استوارت43 با راهنمايي او در قرن ١٩ و ٢٠ در ميان نويسندگان رواج پيدا كرد.

Gaelic Drama
هورنيمن، ا. ا. فردريكا (١٨٤٠ ـ ١٩٣٧) مدير و اداره‌كننده تئاتر، در آغاز قرن بيستم يكي از بنيانگذاران تئاتر ايرلند و انگليس بود كه در مسافرت‌هاي خود به كشورهايي به ‌ويژه آلمان، نقش فرهنگي با ياري يك تئاتر قديمي و از‌كارافتاده، به اتفاق كه حركتي كنند (١٨٩٤) براي تئاتر فصلي اونيو44.‌ ‌نمايشنامه اسلحه و مرد45 اثر برنارد شاو نخستين اثري بود كه در اين تئاتر به نمايش گذاشته شد و چندي بعد نمايشنامه «سرزمين آرزوي قبلي» اثر ويليام باتلر ييتز نيز به اجرا درآمد.
اين كار فقط كوششي نبود كه بر آن نام نهضت تئاتر مدرن را بگذارند؛ بلكه قصد ميس هورنيمن، اين بود كه «نهضت جديد تئاتر ايرلند» را پايه‌گذاري كند و تئاتر آبي جديدي در دوبلين بنا كند. احتمالا‌‌ً بر اين قصد بود كه نظر تماشاگران را بار ديگر به سوي تئاتر آبي جلب كرد. از اين رو اين تئاتر درهم‌ريخته و از‌ميان‌‌رفته را خريد و در منچستر از ١٩٠٨ تا ١٩١٧ دويست اثر نمايشي عالي را در آن گرد آورد (جديد و قديمي) و نمايشنامه جين گلگ46 ‌و مكتب منچستر و نخستين نمايش سنت جان اروين47‌‌ ‌آهنگ‌ساز ايرلندي (١٨٨٣ ـ ١٩٧١) را به نمايش گذاشت.
درباره ويليام باتلر ييتز‌ نوشته‌اند: كشته شدن پسر به دست پدر كه اساس رستم و سهراب فردوسي را تشكيل مي‌دهد، موضوعي است كه عينا‌ًَ در يكي از افسانه‌‌هاي ايرلند تكرار شده است.
هر دو افسانه از يك اصل برخوردارند. آشكار است كه كوهولين48‌‌، همان رستم و جنگجوي جوان، همان سهراب شاهنامه است كه مردي بدخواه و حيله‌گر است. اصل اين درام در انگليسي است به قلم ويليام باتلر ييتز (١٨٦٥ ـ ١٩٣٩) و در ١٩٢٣ جايزه نوبل را از آن خود ساخت كه مهم‌ترين خدمت ادبي او همانا زنده كردن افسانه‌هاي باستاني وطن خود است.
در زمان‌هاي پيش از تاريخ سلتها49‌‌ كه تيره‌‌‌اي از نژاد بزرگ آرين بودند، از نواحي دانوب به ايرلند آمدند و در اين كشور كه برخلاف بقيه انگلستان هرگز به فرمان امپراتوري روم در‌نيامد و آزادانه زندگي مي‌كردند (از تاريخ ايرلند، تأليف كنستاتيا ماكسول)50 ايرلندي‌هاي كنوني كه فرزندان مستقيم سلت‌ها هستند، مرداني شوريده و خيال‌پرست‌اند و در نتيجه از يك سو از همسايگان انگليسي خود در امور دنيوي عقب افتاده، اما از سوي ديگر ميتولوژي (اسطوره‌شناسي) بسيار وسيع و مهمي دارند كه هنوز هم به طور كامل مورد تحقيق، تنظيم و انتشار نيافته است و به سه شعبه بزرگ تقسيم مي‌‌شود و دومين شعبه آن را يك سلسله داستان‌ها درباره كوهولين تشكيل مي‌دهد و اين زيباترين و مهم‌ترين قسمت ميتولوژي ايرلند است. (از ادبيات دنيا، تأليف ريچارد‌سن واون)
در اين عهد، ايرلندي‌‌ها هنوز مسيحي نشده بودند، آتش و خورشيد و برخي از چيزهاي طبيعي چون سنگ‌ها، چاه‌ها و خدايان، بت‌ها و پريان را مي‌پرستيدند. امروزه نيز، اهالي ايرلند از جمله خود ييتز به وجود ارواح و پريان معتقد بودند.
باري، ‌نسب كوهولين معلوم نيست و در اين باب چند افسانه وجود دارد كه با يكديگر اختلاف دارند. امروزه نيز، غالبا‌ً ايرلند از جمله خود ييتز ابتدا نام سه‌تا 51 بود، كه در شش‌سالگي به دربار كونوهار يا كنكو‌وار در شهر ايمن ماگو52 در كشور اولستر53 ايالت كنوني ايرلند رفت. اين پادشاه بسيار مشهور بود و در اوايل عهد مسيحيت، پنجاه سال پس از زمان سزار زندگي مي‌كرد.
كوهولين پسران آن ناحيه را هر يك به طور عجيبي مغلوب كرد و در جرگه ايشان درآمد. اندكي بعد سگ پاسبان عظيمي را كه متعلق به هولين آهنگر بود به قتل رسانيد. هولين شكايت كرد كه به علت از دست دادن سگ پاسبانش ديگر جان و مال او محفوظ نمي‌‌ماند. اما قهرمان جوان بر عهده گرفت كه به هنگام رشد توله‌اي از سگ مورد مذكور شخصا‌ً آهن را پاسباني و حمايت كند و به اين مناسبت به كوهولين يا سگ هولين ملقب گرديد.
بعدها او چند تن از دشمنان بزرگ اولستر را در جنگ كُشت تمام زنان عاشق او شدند‌. از اين رو اهالي اولستر تصميم گرفتند او را همسر بدهند، ولي هر چه گشتند، زني كه برازنده او با‌شد، نيافتند. كوهولين خود مستقيما‌ً به خواستگاري امر54 دختر فورگال55 رفت و دختر را به اين شرط به او دادند كه كوهولين به اسكاتلند برود و در آنجا نزد دو استاد مخصوص فنون جنگ را بياموزد.
كوهولين به اسكاتلند مي‌رود و پس از تحمل مشقات بسيار فنون جنگ را فرا‌مي‌گيرد و از زن خود موسوم به ايفه از خود پسري بر جاي مي‌نهد. تا مرگ او در ٢٧ سالگي رخ داد.
نمايشنامه‌هاي ويليام باتلر ييتز (1865 ـ 1939)
كنتس كاتلين56 (١٨٩٢)
‌سرزمين آرزوهاي قلبي57 (١٨٩٤)
آب‌هاي ظلمت58 (١٨٨٥)
ساعت شني59 (١٩٠٢)
ديزي شوربا60 (١٩٠١)
در آنجا هيچ چيز نيست61 (١٩٠٤)
بارگاه شاه، اسب تك شاخ و ستارگان (١٩٠٣)
ملكه بازيگر62 (١٩١٨)
ديرد63 ( ٦ ـ ١٩٠٥)
كلاه‌خود سبز64 (‌1915 ـ 1916)
تنها حسادت ايمر65
پادشاه بزرگ ساعت66 (١٩٣٤)
كالور‌ي67 (١٩٢٠)
اوديپوس در كلنوس68
‌مرگ كوهولين69
اكثر آثار ييتز به سبك سمبوليسم عرضه شده‌اند. البته چون ييتز‌ِ شاعر، آثار نمايشي خود را با شعر درآميخت.
ليدي گريگوري (1852ـ 1932)
درام‌نويس و مدير تئاتر با نام اصلي خود ايزابلا اوگوستا70 با همكاري ويليام باتلر ييتز و ادوارد مارتين71 در تأسيس تئاتر ادبي ايرلند، كه در نتيجه به پديد آمدن تئاتر آبي در ايرلند منجر گشت، سهم بسزايي داشت و نمايشنامه‌‌هاي ايرلندي متعددي را در اين تئاتر به صحنه آورد.
ليدي گريگوري به روزهاي احياي تئاتر ادبي در كتاب ‌تئاتر ايرلندي‌ ‌(١٩١٤) اشاراتي دارد و با باتلر ييتز به ويژه در نوشتن نمايشنامه تك‌پرده‌اي «ديزي شوربا» و كاتلين ني72 ‌ هر دو در ١٩٠٢ همكاري داشت.
كمدي‌هاي پخش اخبار73 (١٩٠٤) و طلوع ماه74 (١٩١٨) و دروازه زندان75 (١٩١٦) و سُنبل‌ هالوي76 (١٩٠٦) و بخش اردوي كار زندانيان77 (١٩٠٨) و ماه پُر78 و مرد مسافر 79
مؤخره
در نمايشنامه «پخش اخبار» او مي‌‌خوانيم: در بيرون از يك نمايشگاه در يكي از سواحل ايرلند نزاع كوچكي مردي را مي‌بينم كه با چنگال علف‌كني به دنبال مرد ديگري مي‌دود. وقتي لرد اول لحظه‌اي غيبش مي‌زند، مي‌انديشم كه به دست مرد دوم كشته شده است. از اين رو داستاني مبالغه‌آميز آغاز مي‌شود كه باعث خنده تماشاگران مي‌شود.
در نمايشنامه «مرد مسافر» مادري به پسر خود مي‌گويد چگونه يك غريبه هفت سال پيش به نزدش آمده و از او خواسته است كه وارد خانه‌شان بشود. مادر بر اين باور است كه اين مرد غريبه بار ديگر خواهد آمد. از اين رو بيرون مي‌رود. مرد مسافر وارد مي‌شود و با كودك به بازي مشغول مي‌شود و دل او را به دست مي‌آورد و شادمانش مي‌كند. مادر بازمي‌گردد و چون مرد را بار ديگر مي‌بيند، غضبناك مي‌شود و مرد را از در مي‌راند. پس از آنكه مرد مسافر مي‌رود، زن درمي‌يابد كه او «پادشاه دنيا» را از خانه خود رانده است.
واقعه نمايشنامه «طلوع ماه» در يك شهر ساحلي رخ مي‌دهد. مرد بي‌‌خانماني، با لباس مبدل يك قصيده‌‌خوان با يك گروهبان پليس رو در رو مي‌شود كه در تعقيب اوست، براي آنكه از قانون بگريزد، به گروهبان پيشنهاد مي‌كند كه در مقابل يكصد ليره رهايش كند.
نمايشنامه «بخش اردوگاه كار زندانيان» را در ايرلند در نظر مي‌آوريم. دو گدا، ما‌يك و مايكل از تختخواب‌هاي خود كه در كنار هم قرار دارند، به يكديگر ناسزا مي‌‌گويند. خانم دونو هيوا مي‌آيد كه مايك را از اردوگاه خارج كند و خانه‌اي براي او فراهم آورد. اما مايك مي‌گويد اگر مايكل هم بخواهد بيايد‏، زن دچار اشتباه خواهد شد. از اين رو خانم دونو هيو باز‌مي‌گردد و اين دو گدا بي‌درنگ به نزاع خود پايان مي‌دهند.

همایون نوراحمر


پي‌نوشت
1 . Abbey.
2 . W. B. Yeats.
3 . Lady Gregory
4 . A. E. F. Horniman
5 . J. M. Singe
6 ‌. Fronk. fay
7 . W. G. Goorge
8 . Spreading the News
9 . A. Sinclair
10 ‌. M. Oneil
11 ‌. Sara Allgood
12 ‌. Playboy of Western world
13 ‌. Lennox Robinson
14 ‌. Soan O cacy
15 ‌. Eire
16 ‌.‌ Vernacular
17 ‌.‌ Bilingual
18 ‌.‌ ‌ Gaelic
19 ‌.‌ ‌ Peacook
20 ‌.‌ Gueen
21 ‌.‌ Juno and the Peacock
22 ‌.‌ Plough and the Stars
23 ‌.‌ New peacock
24 ‌. Gaelic
25 ‌. Boucicault
26 ‌. Hugh Hunt
27 ‌. E. Martyn
28 ‌. E. G. Moore
29 ‌. Countess Catheleen
30 ‌. Hyde Douglas
31 ‌. Lafe
32 ‌. Book of Leinster
33 ‌. Sagas
34 ‌. Red Brach
35 ‌. Ulster
36 ‌. Fenian
37 ‌. Pagan
38 ‌. Cuchulain
39 ‌. Ossian
40 ‌. St. Patrek
41 ‌. Cramwell
42 ‌. Douglas Hyde
43 ‌. C. Edward
44 ‌. Avenue
45 ‌. Arms and the man
46 ‌. Jane Clegg
47 ‌. Sain Jhohn Ervine
48 ‌. Cuchlinn
49 ‌. Celts
50 ‌.‌‌‌ C. Maxwell
51 ‌.‌‌‌ Setata
52 ‌.‌‌‌ Emain Macha
53 ‌.‌‌‌ Ulster
54 ‌.‌‌‌ Emer
55 ‌.‌‌‌ Forgall
56 ‌.‌‌‌ Countess Cathleen
57 ‌.‌‌‌ The Land of Heart Desire
58 ‌. The Shadowy Watess
59 ‌.‌‌‌ The Hour Class
60 ‌.‌‌‌ The Pot of Broth
61 ‌.‌‌‌ Where There is nothing
62 ‌.‌‌‌ Player Queen
63 ‌.‌‌‌ Deirde
64 ‌.‌‌‌ The Green Helmet
65 ‌.‌‌‌ Only Jealousy of Elmer
66 ‌.‌‌‌ The King of the Great Clock Tower
67 ‌.‌‌‌ Calvary
68 ‌.‌‌‌ Odipus at colous
69 ‌.‌‌‌ The Death of Cuchulain
70 ‌.‌‌‌ Isabella Augosta
71 ‌.‌‌‌ Edward Martyn
72 ‌.‌‌‌ Cathelleen ni Houlihan
73 ‌.‌‌‌ Spreading The news
74 ‌.‌‌‌ The Rising of The Moon
75 ‌.‌‌‌ The Goat Gate
76 ‌.‌‌‌ Hyacinth Halvey
77 ‌.‌‌‌ The Workhouse Ward
78 ‌.‌‌‌ Full Moon
79 . Travelling Man