نمایشنامه ی قتل یک کارگردان تئاتر
زن : چه چیزی تو را در امواج خروشان بهت فرو برده است ؟
مرد : یک میهمان ناخوانده.
زن : میهمان ناخوانده ؟
مرد : آری.
زن : چیزی میدانی که بر من پوشیده است ؟
مرد : در تدارک ضیافتی غیره منتظره باش .
زن : صراحت کلام از من پنهان میداری ؟ ضیافت غیره منتظره ؟
مرد : به افتخار یک فرمانده یونانی.
زن : یونانی ؟
مرد : آری ! میهمان ما خواهد بود.
زن : پس بازگوی نام او را .
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط فردین میلانی صدر
|
فردین میلانی صدر ! همین !