علاقه گرجيها به تئاتر كمدي و موزيكال
علاقه گرجيها به تئاتر كمدي و موزيكال
تئاتر همسايههاي شمالي ايران تحت تاثير و وابسته به غولهاي تئاتر روسيه است. اگرچه هنرهاي نمايشي كشور ما چندان تحت تاثير تئاتر اتحاد جماهير شوروي سابق نبوده، اما به هر حال بخشي از جريان شكلگيري و حياتش در دوران معاصر را بايد در ارتباط با روسيه، ارمنستان، گرجستان و برخي از ديگر همسايههاي شمالي جستجو كرد. يكي از اين همسايهها كه تئاتري رو به رشد دارد و در سالهاي اخير نيز حضوري مستمر و جدي در جشنوارههاي ايران داشته، گرجستان است. تا پيش از سفر كوتاه به تفليس، اطلاع چندان زيادي از تئاتر گرجستان نداشتم. در پايتخت اين كشور كه با مجسمههاي متعدد از بزرگان هنر آرايش داده شده است، بيشتر سالنهاي تئاتر مثل ديگر كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي در مجتمعهاي سينما ـ تئاتر قرار گرفتهاند. همچنين در اين شهر يك مركز ويژه براي نمايشهاي روسي وجود دارد كه هنرمندان و كارگردانان آن كشور آنجا به اجراي آثارشان ميپردازند.
با وجود اين در سالهاي اخير همچون ديگر حوزههاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي، سرمايهگذاري قابل توجهي در زمينه آشنايي و شناخت تئاتر غربي و بويژه گرايش بهسمت سليقههاي آمريكايي در اين كشور رو به فزوني گذاشته است، از جمله اينكه در حوزه دانشگاهي، گرايش مشهودي به سمت تئاتر آمريكايي به چشم ميخورد.
34 سالن فعال براي 5 ميليون جمعيت
كشور گرجستان 5 ميليون جمعيت دارد و 34 سالن تئاتر در سراسر اين كشور داير است. از ميان اين تالارها ميتوان به تئاترهاي دولتي، موزيكال، كمدي و پانتوميم اشاره كرد. بجز اينها در شهر تفليس، مدرسههايي براي كارگرداني، بازيگري، تاريخ تئاتر، كارگرداني تلويزيون، كارگرداني سينما و بازيگري تئاتر موزيكال نيز وجود دارند.
اگرچه بايد شكلگيري تئاتر گرجستان را مديون تفكر و شيوههاي روسي دانست، اما هميشه با هنر ديگر كشورها نيز در ارتباط بوده است. فرانسه با مولير و انگلستان با شكسپير همواره جايگاه ويژهاي در اين كشور داشتهاند و امروزه هم يك سالن تئاتر ويژه اجراي نمايشنامههاي شكسپير در اين كشور همچنان مشغول به كار است.
نگاهي به تاريخ هنر گرجستان نشان ميدهد اين كشور تاريخ چندان طولاني در حوزه تئاتر ندارد. اما بهطور مشخص ميتوان علاقه و انگيزه گروههاي تئاتري و هنرمندان اين كشور براي به دست آوردن جايگاهي بهتر در تئاتر دنيا را مشاهده كرد.
تاريخ تئاتر گرجستان بيشتر به حوزههاي سنتي محدود ميشود. از مهمترين نمايشهاي قديمي كه ارتباط تنگاتنگي با ادبيات كهن اين كشور دارد، ميتوان به تئاتر بريكوبا اشاره كرد كه به معناي دلقكبازي است. در اجراي اين نمايش همانند كمديا دل آرته از ماسكهاي متفاوت استفاده ميشده است.
بعد از بريكوبا ، تئاتر كينوبا از ديگرشيوههاي سنتي نمايش در گرجستان محسوب ميشود كه پس از سلطه موقت مغولها در اين كشور، رواج پيدا كرده است. اين نمايش با رقص و آواز بسيار همراه بوده و در پايان آن شخصيت اصلي (كاآن) تصميم به خودكشي ميگيرد و خود را به دريا يا رودخانه مياندازد. اين نمايش توسط هنرپيشگان دورهگرد اجرا ميشده و در هر روستا و شهري به صحنه ميرفته است و هدف اصلي آن اعتراض به متجاوزاني بوده كه در طي تاريخ، گرجستان را صحنه تاخت و تاز خود قرار دادهاند.
تئاتر گرجستان در گذر تاريخ
اولين تئاتر رسمي گرجستان در قرن 14 ميلادي توسط داويد چولوكاشويلي و جورجي آواليشويلي شكل گرفته است كه در همان زمان به نوشتن نمايشنامه نيز ميپرداختهاند. درست در همين دوره است كه پادشاه گرجستان به نام اركله دوم، مكاني براي اجراي نمايش در قصر خود بنا ميكند و بدين ترتيب موجب رونق بيشتر اين هنر مي شود.
در سال 1850 نيز با كوششهاي فراوان جورجي اريستاوي، اولين گروه حرفهاي تئاتر گرجستان بوجود ميآيد و در سال 1851 مؤسسه اپرا و باله تفليس تأسيس ميشود. 22 سال بعد گروه دولتي كر تفليس شكل ميگيرد كه در سالهاي بعدي مكان آنها به كنسرواتوار دولتي تبديل ميشود.
در سال 1879، 2 نويسنده و روشنفكر مشهور گرجي به نامهاي اليا چاوچاوادزه و آكاكي تسِرتلِي در تفليس تئاتري با اعضاي ثابت به وجود ميآورند كه موفقيت آنها باعث ميشود گروهي با همين خصوصيات در شهر دوم بزرگ گرجستان يعني كوتائيس شكل بگيرد.
مشاهدات يك مسافر
امروزه يك جشنواره ملي و يك جشنواره بينالمللي كه بعد از مسكو، ارمنستان، اكراين و بلاروس پنجمين جشنواره مهم منطقه است، محل گردهمآيي هنرمندان تئاتر اين كشور به شمار ميآيد.
با توجه به كاستيهاي اطلاع رساني براي گردشگران در تفليس، ديدن و انتخاب تئاترها بيشتر به شانس مسافران بستگي دارد، چرا كه به دليل استفاده نكردن از زبانهاي بينالمللي بدرستي نميتوان از محتواي نمايشي مطلع شد. در سفر به تفليس،اولين نمايشي كه در يك سالن بسيار بزرگ و قديمي اين شهر ديدم، اثري كلاسيك و مذهبي بود. اگرچه طراحي صحنه وبازيهاي خوب بازيگران تماشاگر را به خود جذب ميكرد، اما نمايش هيچ عنصر و مولفه شاخص و خاصي را روي صحنه به اجرا نميگذاشت.
دومين نمايشي كه ديدم، اجرايي تقريبا مدرن اما بسيار ضعيف بود كه با طراحي صحنه و بازيهاي بد بازيگرانش از همان ابتدا نويد يك تئاتر خستهكننده و ضعيف را ميداد. اين اجرا ظاهرا نمايشي اجتماعي بود كه سعي داشت بحرانهاي مربوط به جوانان را به نمايش بگذارد.
عمده مخاطبان آن هم جواناني بودند كه بيشتر به خاطر موسيقي و رقص نهاده شده در دل نمايش به تماشاي آن آمده بودند.
در دومين روز اقامت در گرجستان، به تماشاي يك نمايش همراه با موسيقي در سالن بزرگ تئاتر موزيكال تفليس ميروم.
تئاتري كه شباهت زيادي به كمديهاي بزن و بكوب آمريكايي دارد و هر چند هيچ قاعده و قانون خاص نمايشي در آن رعايت نميشود، اما به واسطه اجراي موسيقي و هماهنگي بسيار خوبش با اجرا، جذاب و ديدني است.گرايش به تئاتر موزيكال و كمدي را براحتي ميتوان از استقبال بسيار زياد تماشاگران از اين نمايش دريافت.
اقامت كوتاه و 2 روزه در شهر تفليس را به ديدن همين 3 تئاتر خلاصه ميكنم، هر چند درصحبت با چند هنرمند اين كشور متوجه ميشوم در ديدن تئاترهاي خوب كمي بدشانس بودهام و در وقت مناسبتر و با صرف زمان بيشتر ميتوانستهام پاي آثار بهتري بنشينم. با وجود اين آنچه در سفر به گرجستان براي من مسافر بيشتر به چشم ميآيد، تعداد زياد سالنهاي تئاتر و تماشاگران پرتعداد نمايشهاست كه هردوي آنها را در ايران نميتوان ديد.
مهدي نصيري / جام جم
فردین میلانی صدر ! همین !